MOIST TRAPDOORS
۱ من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق بازی موجا ، قامتم یه بستر نرم یه عزیز دردونه بودم ، پیش چشم خیسه موجا یه نگین سبز خالص ، روی انگشتر دریا تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیر و رو شد برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی اما تا قایقی اومد ، از من و دلم گذشتی رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا من و دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم
من صدای گریه ام به آسمان رسید از خــــــدا چرا صدا نمی رســـــــــد؟
توبارون که رفتی شبم زیر و رو شد یه بغض شکسته رفیق گلوم شد
برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندم.........
الان تمام هستی من یه جانمازه و یه مهر و تسبیح و یه انگشتر نمیدونم میفهمی وقتی میگم تمام هستیم یعنی چی؟؟؟؟؟؟
ای آنکه از دیار من آخر گریختی :حالم خیلی بده اگه دیگه نت نیومدم و خبری ازم نشد حلالم کنین
بالاخره یه اسمم برای خودم پیدا کردم( البته اگه توی نت بمونم) رسپینا -در زبان سانسكريت یعنی پاييز-
از اسم دخترکهکشان خسته شدم اون اسم به من نمیاد من که یه زمینی ام اون اسم برام بزرگه حتی آرزوشم برام بزرگه به قول یه نفر محاله محال...............
این روزا اینقدر ترسیدم که دیگه.... زرد شدم مثل پاییـــــــز با این موهای نارنجی که هرچی بزرگتر میشم بیشتر رنگ میگیرن نارنجی تر پاییزتر موهای من بجای سفید شدن نارنجی میشن روزبه روز پاییزتر میشن وخیالم بارونی تر خیس تر
چیزی که بلدیم سرخ شدن، افتادن
فعلا. .
. دنده ی یک: لاغر میشوم وقتی زیر نور ماه پنیر می خورم و کفش هایم را رو به ماه جفت میکنم! باور نمیکنی؟؟؟؟!! دنده ی دو: چندبار بگویم که من فقط گلویم می خارد این دستمالِ تر روی پیشانی ام چه می کند؟؟؟ یک ماه گرفتگی ساده است فقط همین!! باورکن!!! دنده ی سه: اینقدردر دلم رخت شستی و جانماز آب کشیدی که..... هوای ماه سرد است خشک نمی شوند اگر خشک شدند تو تا نکن تو بد تا میکنی!! هنوز هم باور نمیکنی؟؟ دنده ی چپ: اصلا تو چرا هیچ چیز را باور نمی کنی؟؟؟ اصلا من دیگر...... (محدثه-۲شهریور۸۸) پ.ن: بالاخره بعد از مدتها ژول ورن را درخوابم دیدم...زیر سایه ماه نشسته بود و پنیر میخورد ولی تو باور نکن!!
پچ پچ نوشت: ماه رمضون همه تون مبارک...یادتون نره یواشکی دعام کنین... حرف مفت نوشت: اگه بخوایین یه اسم مستعار برای من انتخاب کنین غیر از وروجک و چیزایی که به شیطنت ربط دارن چه اسمی انتخاب میکنین؟ الکی نوشت: منو چه شکلی تصور میکنین؟ حرف حساب نوشت: دوتا جمله رو خیلی دوست دارم: ۱-دردنیا جایی هست که جز تو هیچکس نمی تواند آن را پر کند و کاری هست که جز تو هیچکس قادر به انجام دادنش نیست! ۲-خداوند هیچوقت تاس نمی اندازد. (انیشتین)
... وقتی که شـانه ی قرمزت را ازجیب ات درمیاوری و به جان مــوهای نارنجی ام میفتی وبعد تندتند می بافی . می ترسم می ترسم که باد دوباره آوار شود روی موهایم بخدا میترسم از صورت زردم پیدا نیست؟؟ (محدثه-۳شهریور۸۸)
یه خلوت لازم دارم ولی نه توی اتاقم ...روی پشت بوم اونم وقتی همه خوابن و نصفه شبه...نزدیکای صبح . دلتنگ نوشت: ..... بکش! سرش را بگیر وبکش- رنج های چسبیده به چشم هایت را ، نقاب ها را که فقط به رخ می کشند و...... واین طناب را که هنوز مانده به گلویت بپیچد که دیگر قلبت کش نیاید که کشان کشان ببرند لاشه ات را بکش! مثل سگ پیر روی صحنه که پای علیل ِ دورگه اش را می کشد- دوتا یکی! بکش! تونیز این بغض نیمه جان را بکش- به دندان بکش! بکش تا به ته اش برسی بکش تا گاوهای آبستن ِ وحشی تا ماده های جنگ جاده های منگ بکش! خط بکش روی لیوان آب تا یادت نرود که تا کجا باید سربکشی! بکش! محکم تر بکش! . . نه دست نگه دار! تا همین جا فقط کش میاید- این فاصله بیشتر که بکشی پاره میشود! . نکش! . ول کن! (محدثه-۱۶مرداد۸۸)
پ.ن: لازم نبود ولی کافی بود باورکن! پ.ن۲: درجه ی تبم روی ....... یخ زدم! پ.ن۳: گونیا....پرگار......قلم مو......جوهر بنفش حالا همه چیز آماده است ! پرتره ام را بکش! هنوزهم دستانم را حلقه میکنم و همانطور عمود به ماه خیره میشوم مثل یک چاهِ آلوده! راستی . گریه های بنفشم یادت نرود!! دستهایش آویزان گردنش آویزان گوشهایش آویزان چشمهایش......... شبیه عنکبوتِ روی بادگیر, می دوید- نگاهم میان تارهای حنجره ی این گیتار میان اینهمه بغض .......که فقط میشد سرفه شان کرد وقتی که . . نبودی! -شایدهم نیستی-
۱ گفت:بزرگ شده ای! گفتم:بزرگ؟! . پ.ن: یادش نبود که تا دیروز " گنجشک" صدایم می کرد!! ۲ دستهایت را بازکن چشمهایت را ببند حالا! مرابشمار اگربیشترازیکی بودم .......برو ۳ بالاکه میرفت خیلی زود سقوط میکرد ودوباره...... کاش لااقل این پره ی آبی میدانست اگراین پنکه خاموش بود اگر نمی چرخید اگربرق نبود! نه بالامیرفت ونه پایین! تنهانوشت:..................... فقط نوشت: ببخشیداگه شعرام غم داشتن فقط .دلم گرفته. به بن بست رسیدم؟؟؟؟؟؟؟
۱+۲ ۱ یا ۲ چه فرقی می کند؟! وقتی که هردو از ۳کوچکترند! ۱+۲ مثل زمستان رنگ می بازند قوره هایم یکی یکی سه تا سه تا!! ۱+۲ ازکجا می دانستی که مزرعه ی من پنجره نداشت؟! که اینقدربلند به درش آویختی! دری که همیشه خدا چهار طاق بازبود ولی حالا.......! ۱+۲ فقط سه پله برو یا پایین یا بالا روی نیش مار اگرمیخواهی ببازی ـ بی تاس بی من ـ !! (محدثه - ۲۲تیر۸۸) درددل نوشت: دلم تنگه.دلم تنگه.دلم تنگه.دلم تنگه.دلم تنگه.دلم تنگه.دلم..... وروجک نوشت:ازصبح تاشب با حسین (داداشم) به کارشریف آب بازی مشغولیم تا لباسامون هم کاملا خیس نشه نمیاییم خونه اطلاعیه نوشت:هرکس بتواند یک کار خوب به من معرفی نماید که من بتوانم با آن بسیار سرگرم شوم جایزه دریافت خواهد کرد. البته غیرازکارخونه یه کارجدیدباشه. شکم نوشت:یه غذای جدید وقشنگ بادستورپختش بهم یادبدین این جمعه هم تموم شد ونیومد تو نمیدونی کدوم جمعه میاد؟!!!!!!!!!! اطلاعیه نوشت: هرکی توی صفحه ی پنجم کامنتام اول شه جایزه داره!!!!!!!! ازبیکاری زیاده کاریش نمیشه کرد ۱ سهم بیراهه شدم......... ۲ رفته رفته شب به شب ازماه ِ بالای سرم هم تنهاترمیشوم!!! "این تعبیرم از تنهایی را دوست دارم" .....و: عکسم را بگیر...... (محدثه-۷/۳/۸۸) خدایا کجای این حادثه اشتباه شد...خدایا من تمام این راه پیاده بودم وتو.......... خدایا این چه قصه ی تلخیه که خوابشو دیدم: دخترباموهایی که تمام صورتشو پوشونده بودبااو موهایی که ....... که همرنگ موهای من بود ولی خاک خورده بود با پاهای تاول زده........ هنوز به بن بست نرسیده بود که سقوط کرد..... چقدرشبیه من بود.............. چقدر شبیه من بود ولی انگار شکسته بود خیلی شکسته بود............. خدایا اگه این همه خواب دیدم وشد پس اینم میشه ولی ازت یه چیزی میخوام منو بشکن ولی نذار سقوط کنم و باز زنده بمونم خدایا اینهمه چیز نشونم دادی تا بفهمم خودمم یه روز میشکنم اگه تومیخوای منو بشکنی حرفی نیست ولی نذار شکستنمم مثل خیلی چیزای دیگم باخیلی ها فرق کنه نذار!! بسه اینهمه تفاوت بسه! گمشدم ولی نه توی خودم گمشدم توی حرفایی که کبودن سیاهن ومثل مرگ ......نه !!!! مثل مرگ نه....... مثل خواب مرگ بلندن.... Imagine! Even if it is hard to imagine
چون شد که از تو باز نیامد نشانه ای
از بعد رفتنت نشناسم جز این دو حال
رنج زمانه ای و گذشت زمانه ای
در کوره راه زندگیم جای پای تست
پایی که بی گمان نتوانم بدو رسید
پایی که نقش هر قدمش نقش آرزوست
کی می توانم اینکه به هر آرزو رسید
افسوس ! ای که عشق من از خاطرت گریخت
چون شد که یک نظر نفکندی به سوی من
می خواستم که دوست بدارم ترا هنوز
زیرا به غیر عشق نبود آرزوی من
بیچاره من ، بلازده من ، بی پناه من
کز ماجرای عشق توام جز بلا نماند
از من گریختی و دلم سخت ناله کرد
کان آشنا برفت و مرا آشنا نماند




وکتابخوانی واینجورچیزا که خودم اینارو انجام میدم!![]()
![]()
![]()
![]()

عکسم را بی هوا بگیر!
من درست درهمان لحظه ام
لحظه ای که تمام نی لبک ها
به من خیره می شوند
ومن می ایستم
شبیه یک درخت
| Design By : Night Skin |


